برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
تخت جمشیدی سوخته
و از لب هایم
دود بلند می شود
نفس هایم
آسمان آبی را می پوشاند
خلوتِ شهر را می پوشاند
جای خالی ات را می پوشاند
و با آخرین سرفه
من
با چشمهایی بسته
به تو فکر می کنم
به دوست داشتنت
آنقدر که
خاک های سرد
بیدارم نمی کند
و یک روز
تو می آیی
با چشمانی خیس
اینبار من
سکوت می کنم
تا نامم
از چشمانت
با اشک هایت پاک شود
تا دیگر هیچ کس
بعد از تو
پیدایم نکند
امیرمسعود عباسی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی
برچسب:
نویسنده: پارسا پورعلی